طاعون معدن در روستای عبدالله
عبرت بگیرید تا دچار این طاعون ویرانگر نشوید
به قلم : محمد رضا علی بیگی
پیشینیان ما در روستا ها و مخصوصاً در روستای تاریخی و زیبای عبدالله امورات خود را در حالی میگذراندند که نه در اداره و سازمانی شاغل بودند و نه حتی بیمه ای داشتند اما با همان سیستمِ کار و فعالیت روستایی و از طریق کشاورزی و دامداری معیشت چند سر عائله را تامین میکردند .
همچنین تامین معیشت گذشتگان ما در آن روزگاران در شرایطی صورت میگرفت که قریب به اتفاق خانواده ها بیشتر از چهار فرزند داشتند در حالی که امروز کانون بسیاری از خانواده ها با تک فرزندی گرم مانده است .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، تغییر قوانین خسارت آفرین نظام پهلوی در اولویت امور قرار گرفت چراکه قرار بود عقب ماندگی های ناشی از سلطنت پهلوی را در کمترین زمان ممکن بازسازی کنیم . تشکیل وزارت جهاد سازندگی یکی از همین تغییرات ساختاری بود که انصافا هم فعالیت های قابل ستایشی انجام داد مخصوصا در حوزه روستایی .
فرایند توسعه و آبادانی خوب پیش میرفت تا اینکه ناگهان از یک جایی به بعد فعالیت های سازندگی و توسعه متوقف گردید . اوضاع و احوال روستا و روستانشینان هر روز داشت وخیم تر میشد .
روستاهای فلات مرکزی ایران وابستگی مستقیم به مرتع داشته و دارند چراکه منبع اصلی تامین غذای دامپروری همین مراتع بود . دلخوش به این ثروت خدادادی بودیم و روزگار میگذراندیم تا اینکه بالاخره آنچه از آن میترسیدیم به سر ما آمد .
راه برگشتی وجود نداشت چون تصمیم قطعی گرفته شده بود که ما روستاییان را از مراتع خودمان بیرون کنند و آن را مغول وارانه تحویل نوکیسه هایی بدهند که اصطلاحا اسمشان معدن دار بود .
در فلات مرکزی و جنوبی ایران هر روستا ، مراتع مخصوص به خود را دارد با مرزبندی های مشخص که عموماً برای چرای دام ها استفاده میشوند . مرتع در واقع نقش لجستیک و آمادگاه را برای یک روستا دارد چراکه بدون آن عملاً زنجیره تولیدات دامی کاملاً گسسته و پاره خواهد شد و چنانچه پایه اقتصاد و معیشت یک روستا صرفاً دامپروری باشد با حذف مرتع عملاً آن روستا دیگر موجودیتی نخواهد داشت .
با وجود اینکه در بسیاری از دوره های تاریخی ، شاهد شکل گیری ساختار های حکمرانی بسیار ضعیف و سخیف در پهنه ی جغرافیایی ایران بودیم ( مانند سلسله قاجار ) اما با این حال حفظ و پاسبانی از مراتع طی هزاران سال گذشته همواره وجود داشت و حتی برای یک لحظه مورد غفلت واقع نشد .

روستای عبدالله در شهرستان تفت نیز مراتع مخصوص به خود را داشت که در ثبات معیشت و پایداری اقتصاد اهالی آنجا مهمترین نقش را داشت .
مردم روستای عبدالله با توجه به سبقه ی هزاران سال گذشته مطمئن بودند که این مراتع همچنان محفوظ خواهد ماند و هیچکس نمیتواند چشمِ طمع به آن داشته باشد . غافل از اینکه مغز های اهریمنی ، پشت درهای بسته نقشه ای شیطانی برای مراتع روستای عبدالله کشیده اند .
و سرانجام در عینِ ناباوری ، روستای عبدالله نیز خبرِ بسیار تلخِ از دست دادن مراتع را چشید . آری تصمیم قطعی گرفته شده بود که ما را از میراث هزاران ساله ی خود بیرون کنند . اگرچه باور پذیر نبود اما شوربختانه همانگونه شد که شیاطین میخواستند . مراتع را از ما گرفتند و در طبق اخلاص به صاحبان معادن بخشیدند .
مراتع روستای عبدالله را که تصرف کردند و به معدن داران بخشیدند ، نبضِ اقتصاد و معیشت و پرورش دام هم در این روستا از نفس افتاد . هم روستایی را از ارتزاق انداخت وهم روستا از رونق افتاد .
صد البته صاحبان معادن فقط به همین مراتع اکتفا نکردند بلکه منابع آبی روستای عبدالله هم به شکل کاملاً جدی و نگران کننده مورد تهدید قرار گرفت . راه های روستایی منطقه نیز که عمدتاً توسط جهاد سازندگی ساخته شده بود به تصرف ماشین های سنگین معدن درآمد .
تا به خودمان آمدیم دیدیم که فروش آبِ کشاورزی روستای عبدالله به معادن تبدیل به یک تجارت پر سود برای چند نفر خاص شده است . زراعت و باغداری در روستای عبدالله سهم مشخصی از آب داشت و همواره سیراب و شاداب بود . تا اینکه بخش هایی از باغات پایین دست روستا به پژمردگی و خشک شدن و مرگ رسیدند .
ما زمانی به علت اصلی این حوادث ناگوار پی بردیم که دیگر خیلی دیر شده بود و دشنه زهرآلود خائنین ، سینه ی روستای ما را داشت میدرید . آب کم شد و آبادانی رنگ باخت و با خشک شدن مزارع و باغات پایین دستِ روستا ، کشاورزی ما عملاً نابود شد .
مصائب آن دسیسه های شیطانی انگار تمام شدنی نیستند به این دلیل که امروز حتی امنیت روستا نیز توسط معادن به خطر افتاده است . اگر راه چاره ای برای این معادن اندیشیده نشود دیری نمی پاید که از روستای تاریخی و زیبای عبدالله و اهالی آن فقط چند خط در برخی از اوراق تاریخ باقی خواهد ماند.

اهل روستای عبدالله هستم و این مرقومه را به نمایندگی از اهالی مهربان آنجا برای شما مردم در سراسر ایران نوشتم . اگر هنوز هم مراتع روستای خودتان را دارید و به تصرف ابلیس درنیامده است و اگر ده ها ماشین سنگین هنوز کوچه های روستایتان را آلوده به گرد و غبار و صدای ناخوش کننده نکرده است و نیز اگر باغات و مزارع شما هنوز زنده هستند لطفاً با پند گرفتن از آنچه درباره روستای عبدالله نوشتم ، هوشیارتر از همیشه باشید .
نویسنده : محمد رضا علی بیگی
لینک مستقیم گروه روستای عبدالله در ایتا
لینک مستقیم گروه روستای دهنه سر در تلگرام
کشتن درختان پانصد ساله در روستای عبدالله


