خیلی از موضوعات وجود دارن که نوشتن و خوندنشون توی کتاب های دانشگاهی ، مقالات و پایان نامه ها راحته اما وقتی به عمل کردن و انجام دادن میرسیم ، میبینیم که خیلی سخته !
فرایند تولید مثلی گله ها و مخصوصاً حفظ سیکل زایمان هم جزو همون مواردی هست که حساب و کتابش روی کاغذ خیلی راحته اما حقیقتا وقتی به عمل کردن و انجام دادن میرسیم تازه متوجه میشیم که چقدر سخته . برای همینه که مدیریت حفظ سیکل زایمانی از چالش های همیشگی دامداری هاست .
به طور عمومی یکی از موانع اصلی باروری در گله ها ، افزایش تولید شیر اعلام میشه از سوی اساتید دانشگاه و کارشناسان علوم دامی . کارشناسان علوم دامی اعتقاد عمیقی دارن به این مسئله که بین افزایش تولید شیر و کاهش سیکل زایمانی ارتباط مستقیمی وجود داره !
توضیح و تشریح ساده ترش اینه که : کارشناسان معتقد هستن که هر چی تولید بیشتر بشه ، نرخ باروری و تولید مثل و گوساله زایی در گله کمتر میشه !
اما حالا بد نیست اینو بدونیم که :
سال ۲۰۰۲ طی تحقیقات پروفسور واتز و دکتر تیلور ( دو نفر از محققین و پژوهشگران علوم دامی ایالات متحده آمریکا ) مشخص شده که برای یک گاو بالغ و سالم ، تولید ۴۲ کیلو گرم شیر در روز ، نقطه ی شروعِ تغییر در سیکل باروری هست .
یعنی مرز و نقطه شروع متاثر شدن فرایند تولید مثلی در یک گاو شیری ، اونجایی هست که این گاو شیری بتونه رکورد تولید شیر ۴۲ کیلو گرم رو بزنه !
مطلب مهم دوم اینه که کاهش نرخ باروری ارتباط مستقیمی با NEB یعنی بالانس منفی انرژی داره . چراکه باعث کاهش ترشح فاکتور اولیه میشه .
توضیح ساده این مطلب هم اینطور میشه که : یکی از هورمون های بسیار مهم در فرایند تولید مثلی گاو های شیری رو بهش فاکتور اولیه میگیم . اگه ترشح و سنتز فاکتور اولیه کاهش پیدا کنه ، سیکل زایمانی گاو هم کاهش پیدا میکنه . بالانس منفی انرژی یکی از عوامل اصلی و شناخته شده در کاهش تولید فاکتور اولیه ست .
این موضوع بالانس منفی انرژی رو عمومأ در سه چهار هفته اول بعد از زایمان گاوها میبینیم . یعنی درست وقتی که مصرف انرژی در بدن گاو بیشتر از ورود انرژی به بدنش هست . اینجور مواقع حیوان دچار بالانس منفی انرژی میشه !
و نکته مهم سوم اینه که : علاوه بر مطلب فوق ، بالانس منفی انرژی باعث کاهش BCS گاوهای شیری هم میشه . تحقیقات پروفسور واتز و دکتر تیلور مشخص کرده که هر 0.5 کاهشِ BCS در گاوهای شیری باعثِ کاهش نرخ باروری تا 10% میشه .
اینم بد نیست بدونید که اگه دو سه هفته اول بعد از زایمان ، انرژی کافی به گاو های شیری نرسه ، حیوان ممکنه تا ۲۰ هفته همینطوری در تعادل منفی انرژی و کاهش BCS باقی بمونه !
بدون شک یک دامدار باتجربه معنای واقعی این ۲۰ هفته رو به خوبی درک میکنه و متوجه میشه که ۲۰ هفته توی بالانس منفی انرژی بودن یک گاو شیری چه معنایی داره!
۲۰ هفته باقی موندن توی بالانس منفی انرژی به عبارتی میشه ۱۴۰ روز پس از زایمان گاو قادر به فحلی واقعی و آبستن شدن نیست در صورتی که ما تمام تلاش خودمون رو میکنیم که نهایتا در ۶۰ روزگیِ بعد از زایمان ، گاو های شیری آبستن بشن .
یعنی فقط با یه مسئله خیلی ساده به نام بالانس منفی انرژی به راحتی ۸۰ روز رو برای آبستن شدن گاو از دست میدیم و ۸۰ روز خرج اضافی میمونه روی دستمون !
شاید اینطوری چندان قابل درک نباشه ، پس بیاید همین ۸۰ روز خرج اضافی رو به پول رایج همین امروز تبدیل کنید تا به خوبی براتون قابل لمس باشه که چند میلیون تومان ضرر میکنین !
میلیون ها تومان ضرر فقط برای یک راس گاو ، تازه فقط از جهت بالانس منفی انرژی . حالا اگه این گله 20 راس گاو داشته باشه که اونا هم درگیر همین بالانس منفی انرژی باشن ، توی یک دوره بیش از ۲۰۰ میلیون تومان ضرر روی دست دامدار میذاره !
و نکته ی بسیار مهم چهارم اینه که : همه ی این ۲۰۰ میلیون ضرری که خدمتتون عرض کردم ، با یه جیره نویسی و حفظ اسکور مناسب و متعادل نگهداشتن تولید نسبت به مشخصات گاو قابل پیشگیری هست .
هزینه و حقوق چهار ماه یک کارشناس تغذیه و مهندس جیره نویسی که ضرورتی هم نداره فول تایم توی گله باشه ، حدوداً ۳۰ میلیون تومن درمیاد . اما در عوض جلوی ۲۰۰ میلیون تومان ضرر شما رو میگیره . تازه هزینه های دو یا سه بار تلقیح کردن و خرید اسپرم و معاینه و… رو نیاوردم توی محاسبه !
و در انتها ، مهمترین پیام بنده در این مقاله :
دامدار عزیز و ارجمند ، استفاده از یک متخصص و کارشناس ماهر و کاربلد برای گله ، دلبخواهی و تفننی نیست بلکه یک موضوع ضروری و حیاتی هست !
نویسنده : مهندس امید قربانی
کارشناس دامپروری و تحلیلگر اقتصاد کشاورزی / مدیر عامل گروه مهندسی توسعه دامپروری اندیشه مهر