حضرات حاکمیت انتصابی و تک و توکی انتخابی جمهوری اسلامی برای پیشبرد سیاست ناصواب غرب ستیزی و فلسطین پرستی خیلی از فرصت های ملی را سوزاندند و خیلی جاها منافع ملی را فنا دادند و خیلی موقعیت های دیپلماسی را مغتنم نشمردند.
یکی از این مواضع سیاست راهبردی نگاه به شرق در دشمنی با غرب و پیوستن به پیمان شانگهای بود. تا اینجای قضیه به حسن معاشرت با بلوک شرق اشکالی وارد نیست و دولت ها باید سیاست حداکثری حسن همجواری و همزیستی مسالمت آمیز را پیشه خود سازند.
اما اشکال از آنجا شروع میشود که هدف از سیاست نگاه به شرق اعتماد بیجا به چین و روسیه و چیدن همه تخم مرغ ها در سبد این دو قدرت جهنمی منحوس است . چین و روسیه دارای نظام های با ریشه ی کمونیستی توتالیتاریسم و بی خدایی و ضدیت با دین و اخلاق و فرصت طلبی و بدعهدی هستند. بد عهدی خصلت قدرت های بی دین و بی ایمان است و قرآن کریم می فرماید لا ایمان لهم یعنی مشرکین عهد و قسم ندارند. برای منافع اندکی طرف را می فروشند.
کوچکترین اثرات این وابستگی به شرق را در قضیه ی جزایر سه گانه و تهدید تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران دیدیم . حمایت چین و روسیه از امارات متحده عربی برای نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران تا مغز استخوان ما را سوزاند .
ما بسیار عصبانی و ناراحتیم نه از چین و روسیه بلکه از سیاست خارجی خودمان که بدون عقلانیت و بدون منطق از همان ابتدای انقلاب بر مبنای غرب ستیزی و عرب پرستی بنیان نهادیم و با مرگ بر آمریکا و شوروی شروع شد و به تدریج شعار مرگ بر شوروی تبدیل به وابستگی به روسیه گردید !!
اکنون چه باید کرد؟ آیا ما مانند سیمان و میلگرد و بتن با بلوک شرق پیوسته شدیم ؟ مانند سوریه و کوبا و ونزویلا تبدیل به عنصر و مهره ی بلوک شرق شدیم ؟
آیا ممکن است مانند کشور های غیر متعهد و مستقل دنیا هر جا دیدیم که از طرف بلوک شرق در تهدید هستیم و دارند روی میز معامله ما را می فروشند اجازه معامله گری ندهیم ؟ یا حداقل خودمان معامله گر بشویم و خودمان با بلوک مقابل قدرت ببندیم؟
اگر سوریه و کوبا و ونزویلا و کره شمالی هم ببینند دارند توسط چین و روسیه بازی می خورند سیاست خارجی شان را تغییر خواهند داد!
چین و روسیه تاکنون در معاملات با آمریکا و غرب از ایران برای برگ برنده استفاده می کردند و اکنون برای دستیابی به ثروت و قدرت و موقعیت کشور های عربی حاضر شدند حاکمیت ملی ایران را وجه المصالحه قرار بدهند.
چرا ؟ چون تحلیل کرده اند سیاست خارجی ایران بر مبنای غرب ستیزی است و هر بلایی سر ایران بیاورند از شرق نمی گسلد و ایران بخاطر اهداف ایدئولوژیک به قیمت نابودی منافع ملی هم حاضر است وفادار به چین و روسیه باقی بماند.
پس نتیجه می گیرند چون ایران را نقد در دست دارند بروند و دل اعراب را بدست بیاورند و برای جوش خوردن معامله چه قربانی بهتر از ایران ؟
و براحتی از حاکمیت ملی ایران مایه می گذارند. اینجا فقط موضوع جزایر سه گانه نیست. مساله کل خلیج فارس و ذخایر نفتی و استان خوزستان است. حرص سیری ناپذیر بشر تمامی ندارد اگر فکری نکنیم اعراب که حمایت غرب و آمریکا را دارند حالا هم حمایت چین و روسیه را به نحو علنی دارند و خودشان هم اندازه کافی قدرت دارند.
تنها تهدیدشان اسراییل است که ایران جور آنها را کشیده و خواهد کشید. دولت آن است که بی خون دل آید بکنار .بخدایی خدا قسم این همه موقعیت و فرصت برای کشور های عربی از صدقه سر انقلاب اسلامی و سیاست های غرب ستیزی و ایران هراسی است.
بیاییم اندکی خردورزی کنیم و دنبال راه چاره باشیم. چاره کار با احضار سفیر چین به وزارت خارجه حل نمی شود. چاره کار این است که سیاست متوازن خارجی داشته باشیم و دست از سیاست های مخرب و ویرانگر مرگ بر آمریکا برداریم و کمونیست بازی های اوایل انقلاب به نام انقلابی گری را تعدیل کنیم. نفوذ حزب توده و چپی ها در جریان انقلاب اسلامی انکار ناپذیر است و عناصر نفوذی بلوک شرق انقلاب اسلامی را دچار انحراف کردند.
بیاییم طبق معیار های قرآن کریم و سنت اسلامی سیاست رابطه خارجی با جهان مسیحیت و اهل کتاب را بر رابطه ی زیان بار با بلوک کمونیستی و بی دینی شرق ترجیح بدهیم و از موقعیت ژئوپلیتیک کشور برای اهداف و منافع ملی مان استفاده حداکثری کنیم.
اگر ما این همه دنبال غرب ستیزی و عرب پرستی نباشیم تا این حد خوار و خفیف نمی شویم که امارات متحده عربی برای ما شاخ و شانه بکشد. کشوری که تا زمان قاجاریه از ممالک محروسه ی ایران بوده است.