چگنی ها و ایل طرحان ، کماندوهای شجاع دربار صفوی
به قلم : امید قربانی
این ، یکی از برگ های زرین و ارزشمند کتاب تاریخ کشور عزیز ماست که کمتر بهش پرداخته شده . لرستان و چگنی و کوهدشت تکه هایی از تنِ وطن ماست !
وقتی شاه اسماعیل صفوی اول چشم به دنیا گشود به توصیه شیخ بزرگ شیعه ی اون روزگار ، ایشون رو به همراه مادر ، روانه شهر اصفهان کردن جهت مراقبت و محافظت کودک از هرگونه ترور .
در حلقه ی مراقبین و محافظین این کودک فقط و فقط تعداد اندکی قزلباش ( قزلباش : جوانمردان ترک / فداییان صفوی ) حضور داشتن .
این کاروان کوچک در مسیر عبور خودش از لرستان به دلایلی مجبور میشن تغییر مسیر بدن و همین تغییر مسیر باعث میشه که از منطقه چگنی و کوهدشت کنونی هم عبور کنن .
در این منطقه با فردی مواجه میشن که جزو جوانمردان و عیاران منطقه بود به نام حسین قلی میرزا ( یک انسان شریف و لوطی مسلک )
حسین قلی میرزا تا خود شهر اصفهان این کاروان رو همراهی میکنه و برخی از توطئه ها و نقشه های ترور رو هم خنثی میکنه اما بالاخره طی یک درگیری با تروریست های همون زمان در اصفهان شهید میشه !
کاروان قزلباش ها ، کودک رو صحیح و سالم به اصفهان میرسونن و تا سالها از این کودک مراقبت و محافظت میکنن .
اون کودک هم سرانجام بزرگ و بالغ میشه و در نهایت به عنوان شاه اسماعیل صفوی ، شاهنشاه امپراطوری ایران بزرگ میشه !
شاه اسماعیل یک روز دلتنگ حسین قلی میرزا میشه و برای همین دستور میده کاروانی آماده کنن برای سفر به چگینی و کوهدشت تا با بازماندگان حسین قلی میرزا دیدار داشنه باشه !
شاه اسماعیل در میان بازماندگان حسین قلی میرزا ، پسری رو میبینه که به غایت شبیه پدر بود و البته ویژگی های جوانمردی و لوطی گری و عیاری هم داره !
علاوه بر اینا ، دلیر و تنومند و شجاع هم بود . این پسر ، رضا نام داشت و فرزند میانی حسین قلی میرزا بود .
شاه صفوی از این پسر خوشش میاد لذا دستور میده تا انواع تست های دلاوری ، جنگاوری و وفاداری از این جوان گرفته بشه !
نتیجه نهایی تست ها و آنالیز ها اینطور میشه که این پسر جزو حلقه محافظان لایه یک شاه صفوی میشه .
اندکی بعد در یکی از جنگها ( رضا آقا بزرگ ) برای ایجاد رعب و وحشت در دل سپاه روبرو ، دست به یک ابتکار و خلاقیت جنگی و رزمی میزنه ( احتمالا برای اولین بار در تاریخ ) .
رضا که جوان تنومند ، جسور و بی باکی بود تصمیم میگیره از بدن کشته شدگان دشمن کباب درست کنه و بخوره ! در مرحله بعدی هم گوشت بدن بعضی از اسیران دشمن رو که کاملأ زنده بودن به صورت خام خورد !
وقتی این کار رضا توسط جاسوسان توی سپاه دشمن پیچید ، چنان رعب و وحشتی در دل دشمن ایجاد میکنه که دیگه نیازی به ادامه جنگ پیدا نمیشه و دشمن شکست میخوره !
از این لحظه بود که در سپاه شاه اسماعیل
اولین هسته یک گردان کماندویی و چریکی به فرماندهی رضا ایجاد میشه .
این گردان تا آخرین روز سلسله صفوی وجود داشت و خدمت کرد به کشور مخصوصا در جنگ با عثمانی ها !
این گروه در مدت زمان اندکی به گروه آدمخواران سپاه صفوی معروف میسن و عثمانی ها با شنیدن نام این گروه پا به فرار میذاشتن !
در زمان های بعد ، یک نام اشتباه روی اون گروه کماندویی گذاشته شد که اساسا اشتباه بود و احتمالا در دوره قاجاریه و از زبان بدخواهان و کینه توزان شروع شد .
البته مطمئن نیستم چون حلقه منابع مطالعاتی منفصل شده و مربوط به ۳٠ سال پیش هست . اما به احتمال بسیار زیاد ، طایفه ی سرتیپ نیای امروزی در منطقه چگینی و کوهدشت از نوادگان همون حسین قلی میرزا باشند !
سرتیپ نیاها جزو همون حلقه جوانمردان و عیاران لرستانی از چگنی و کوهدشت هستن !
نویسنده : امید قربانی
کارشناس و تحلیلگر اقتصاد کشاورزی و دامپروری
مدیر عامل گروه مهندسی توسعه دامپروری
مدیر گروه تخصصی صنعت دام ایران در تلگرام



