ابر دزدی چیزی جز توهم نیست
به قلم : عبدالرضا اعتمادیان
میگویند هنر نزد ایرانیان است و بس . واقعیت این هنر را در نزد توهم و توطئه ایرانیان باید جست . این هنر آنقدر در طول تاریخ چند قرن اخیر خود را نمایان کرده است که باور ها و ایمان به هر شایعه ای را نقل و قول محافل عمومی و حتی دانشگاهی میکند .
در صورتی که سازند زمین شناسی ایران گویای آن است که اکثر نقاط ایران از نوع سازند تبخیری و رسوبی میباشد . نمونه بارز آن درون کتری و سماور داخل خانه هاست که همه مردم ایران با آن آشنا هستند.
رسوبات سفید آهکی و گچی درون آنها نشان می دهد آب های کل سرزمین در سازند گچی و آهکی قرار دارند .
تپه های گچی و سنگ های آهکی کوه ها نشان از چه دارد؟ مگر جز این هست که اینها از ناحیه تبخیر میلیون ساله تشکیل شده اند ؟
به همین خاطر فلات ایران را منطقه خشک مانند کویری و یا نیمه خشک آن را در جوار رشته کوهایش باید جست .
این یک قسمت ماجراست . قسمت دیگر ماجرا ابر ها هستند . ابر یک انرژی است و شدت و حدت انرژی آن نیز به شرایط اقلیمی و پستی و بلندی ها و جریانات بزرگ جهانی با نام کم فشار و پر فشار بستگی دارد . همچنین اینکه در چه درجه ای از مدار کره زمین واقع شده باشد در میزان انرژی ابر تاثیر دارد .
این انرژی ، گردش های یک ساله تا چند هزار ساله را شامل میشود .
تاریخ ایران زمین و آیین های آن مدیون همین نوع تغییرات آب و هوایی است آیین مهر و زرتشت و مزدک و مقدسی آب و خاک و باد و آتش و معابد های آن در کنار رودخانه و چشمه ها و سراب های بزرگ مانند آتشکده آذرگشسب ( تخت سلیمان امروزی ) تکاب و معبد آناهیتای کنگاور و غیره گویایی زنده باستانی ماست و میگوید که شرایط سالهاست با ما آشناست .
یک نمونه بارز آن داستان آیین مزدک است که فردوسی چنین بیان می کند :
ز خشکی خورش تنگ شد در جهان
میان کهان و میان مهان
ز روی هوا ابر شد ناپدید
به ایران کسی برف و باران ندید
پس نیامدن ابر بر فلات ایران زمین نمونه تاریخی دارد نه ابر دزدی !
از انرژی گفتیم . ابر دزدی یعنی پدیده ای که باعث حرکت ابر ها شود . این حرکت ابر مدیون یک نیروی است . طبق قانون دوم نیوتن نیرو برابر است با جرم در مجذور شتاب .
آن کشوری که بتواند انرژی و نیروی معادل حرکت ابر جهانی را تغییر مسیر دهد یعنی چند هزار میلیارد دلار باید هزینه کند تا آن انرژی را بیافریند .
اگر این حالت امکان پذیر بود آمریکا در کالیفرنیا دنبال جلوگیری از تبخیر روی سد هایش نمیشد و باران رطوبت نزدیک اقیانوس را راحت تبدیل به ابر و بخار اشباع میکرد.
ابر دزدی نه بلکه ابر پراکنی شاید که از ناحیه بد مدیریتی خودمان است . با اقتصاد ۲۰۰ میلیارد دلاری جزو ۱۰ کشور تولید کننده گازهای گلخانه ای هستیم و به خاطر مدیریت نامناسب و تنش با جهان نه تنها از مزایایی تکنولوژی مدرن بی بهره ایم بلکه هیچ دانشمندی در ایران نمانده تا کم آبی را مدیریت کند .
تنش با جهان باعث شده جور بیکاری را آب بکشد تا کمرش بشکند . در مقاله ای آن را گوشزد کرده ام!
در عرض سه دهه تمام پتانسیل میلیون ها ساله خود را با آبیاری تحت فشار و چاه های مجاز و غیر مجاز رانتی دود کرده ایم و به هوا فرستاده ایم .
تا در درون خشکسالی ناله های غیر کارشناسی از ناحیه بد مدیریتی به توهم و توطئه روی آورند .
کمی عقل داشتنم آروزست .
نویسنده : عبدالرضا اعتمادیان
کارشناس آب و فعال اجتماعی و مطالبه گری



