این افراد را هرگز وزیر جهاد کشاورزی نکنید 

فرصت ، بازار و امکانات وجود دارد کافی ست نگاه و راه را تغییر دهیم

به قلم: محمد حسین قاسمی 

وزیر محترم کشاورزی با سلام و عرض ارادت . هرچقدر در متن و بطن قانون تشکیل وزارت جهاد کشاورزی کنکاش و جستجو کردم تا بلکه اثری در آن ببینم مبنی بر حمایت از کشاورزان و تولید کنندگان اما صد افسوس و هزار دریغ که چیزی نیافتم و ندیدم !

انگار طراحان و سازندگان وزارت جهاد کشاورزی میخواستند یک بنگاه بزرگ و دولتیِ معاملات محصولات کشاورزی و دامپروری ایجاد کنند اما با موانعی روبرو شدند که مجبورشان کرد به تشکیل این سازمان دولتی عریض و طویل و نامش را هم وزارت جهاد کشاورزی گذاشتند!

بدین جهت است که هرچه به سوابق کاری این وزارتخانه طی چند ساله گذشته نگاه میکنیم ، میبینم که بود و نبودش یکی ست و فرقی باهم ندارند . عمده ترین کار این بنگاه بزرگ دولتی نیز همان است که هر سال اقدام به واردات پانزده ملیارد دلار محصولات اساسی کشاورزی به وزن تقریبی بیست تا بیست و پنج ملیون تن نماید .

شاید به زعم شما مزاح باشد اما حقیقت این است که اگر به یک کشاورز و تولید کننده بگوییم که وزارت جهاد کشاورزی بیش از یک ماه تعطیل است نه تنها تعجب نمیکند بلکه در پاسخ اعلام میکند: خب مگه تا حالا باز بود که الان بسته باشد؟

پاسخ این کشاورز اگرچه کوتاه است و مزاح مینمایاند اما باور کنید که یک تراژدی وهم انگیز در سپهر مدیریت کلان کشور است. چراکه پاسخ کشاورز عملاً بیانگر این است که وزارت کشاورزی و تولید کنندگان ، هیچ کاری باهم ندارند !

خب البته بیراه نیست . رابطه کشاورزان با این وزارتخانه تنها یکبار در سال برقرار میشود ، آنهم صرفاً زمانی ست که بنگاه جهاد کشاورزی تصمیم میگیرد با انواع لطایف الحیل اقدام به بزرگترین معامله غلات ایران کند . معامله ای که عجیب و غریب که در آن چیزی قریب به ۱۵ الی ۲۰ میلیون تن محصول را از تولید کننده میگیرد و فروشنده هم برای دریافت پول خود فقط میتواند به امام زاده ها دخیل ببندد!

عجیب تر آنکه وزارت جهاد کشاورزی نام این معامله یکطرفه را « خرید تضمینی محصولات اساسی کشاورزی » گذاشته است تا بلکه حلال باشد و خشم و غصب پروردگار را در پی نداشته باشد!

جنابان و آقایان شورای هماهنگی و کمیته گزینش وزیر جهاد کشاورزی که قرار است چهار پنج تا اسم را در دامن رئیس جمهور منتخب بگذارید هشیار و آگاه باشید که اگر واقعاً قرار است که وزیر آینده کرکره این وزارتخانه را بالا بدهد واین بنگاه را از تعطیلی خارج سازد ، لازم است که اجناس داخل ویترینش جور باشد . جنسی که مشتری پسند باشد . مشتریان اصلی این بنگاه ، کشاورزان و تولیدکنندگان هستند. آیا وزارت جهاد کشاورزی و ویترین پُر از هیچی آن مورد اقبال کشاورزان هست یا خیر ؟

ظواهر امر گویای این واقعیت است که مشتریان این وزارتخانه نه تنها هیچ اقبالی به وزارت جهاد کشاورزی نشان نمیدهند بلکه حتی ذره ای اعتماد هم به متولیان این بنگاه ندارند . ک نکنید که اگر این رابطه را بر قرار نسازید ، هر سال با فشار به منابع ارزی در واردات ومنابع طبیعی در تولید غلط ، چرخه ی تولید داخل را هر لحظه به نابودی نزدیکتر میکنید !

لطفاً و خواهشاً هر یاردان قلی را به دکتر پزشکیان معرفی نکنید ‌. تقاضامندیم که نام هر کلاغ رنگ شده ای را به عنوان افراد گزینش شده در دامن دولت مسعود نیندازید . کسی که بهانه تراشی میکند در برابر تولید داخلی نه فقط برای دولت چهاردهم بلکه حتی به درد لای جرز دیوار هم نمیخورد!

آنکه اذعان میکند که : « آب برای تولیدات کشاورزی نداریم » ، « ظرفیت توسعه نداریم » ، « خودکفایی در کشاورزی مقدور نیست » ، « صادرات مقرون به صرفه نیست چون خرج آب مجازی است » و… این همان کلاغی ست که رنگش کرده اند. از این جماعت پرهیز کنید و اجازه ندهید که دولت پزشکیان آلوده به تدلیس های اینچنینی شود. 

خواهشمندیم در ارزیابی ها و سنجش های خود آنانی را که مدعی هستند که « ما فقط با همسایگان داد و ستد میکنیم » و « توسعه تکنولوژی کشاورزی در داخل باید خودکفا باشد » بدون ذره ای تردید روی نامشان اسید سولفوریک بریزید . 

کسی که حقوق مردمی و مالکیت و ذی نفعی را درک نمیکند و نیز آنانکه که ظرفیت های آشکار و پنهان کشاورزی را نمی شناسند ، نه تنها گزینه مناسبی نیست بلکه یقیناً چیزی جز تراژدی و مصائب از آنان نخواهیم دید . همچنین آنانکه با قوانین آشنا نیستند و یا آشنا هستند اما وقعی به قوانین نمیگذارند نه تنها ردای وزارت جهاد برازنده آنان نیست بلکه عملاً این وزارتخانه را مضحکه عام و خاص میکند!

وزیر شدن آنهم برای جهاد کشاورزی شوخی نیست که هر کریم شیره ای خواستار تکیه زدن بر مسندش باشد . آنکه میخواهد وزیر جهاد کشاورزی شود باید فرق ( داشتن اقلیم ) و نداشتنش را کاملاً بداند و آگاه باشد . و این نیز ممکن نیست مگر اینکه دنیا دیده باشد . دنیایی خارج از جغرافیای ایران را دیده و درک کرده باشد . مثلاً کانادا و هلند و مالزی را از نزدیک دیده و با تمام وجود مفهوم اقلیم را درک کرده باشد. 

این دیدن و درک کردن بسیار جدی ست چراکه در این زمینه ما به چیزی فراتر از دانستن نیاز داریم . گردآوری صد ها مقاله از منابع مختلف اینترنتی و جمع بندی آنها و نگارش یک انشای خوب و عالی در این زمینه ها مگر چقدر کار دارد ؟ 

در کمتر از بیست و چهار ساعت میتوان بدیع ترین و خوش نگارش ترین مقاله در رابطه با توسعه و خودکفایی را تهیه و تقدیم شما کرد و شما عزیزان هم به به کنان و چهچه زنان خام خواهید شد. اما نکته اینجاست که تا وقتی یک نفر این مولفه ها را با تمام وجود درک نکرده باشد هرگز نمیتواند به آن اعتقاد و باور پیدا کند و وقتی هم که به چیزی باور عمیق نداشته باشیم ، هر چالش کوچک و معمولی به راحتی میتواند بهانه ای باشد برای ترک آن 

تقاضامندیم که موضوع اقلیم به عنوان یک معیار مهم در ارزیابی ها لحاظ گردد . اقلیم اولین سرمایه در کشاورزی ست . بسیاری از کسانی که میخواهند وزیر جهاد کشاورزی ایران شوند اگر از مفهوم اقلیم درک درستی داشته باشند و بدانند که جمهوری اسلامی ایران از این حیث چه رتبه ای در جدول اقلیمی جهان دارد ، همین امروز انصراف میدهند!

وضعیت وخیم و بحرانی ست آنچنانکه که فقط و فقط مجبور و محکوم هستیم به بهبود اورژانسی کشاورزی و مدیریت منابع آب و امنیت غذایی کشور و راه دیگری نداریم . بنابراین شاید آن اساتید و کارشناسانی که چند صباحی در کشور های توسعه یافته زندگی کرده اند و مدل مدیریتی این جوامع را دیده و فهمیده اند و میدانند که دو تا بادمجان یعنی دست مزد یک روز کارگر ایرانی ، به عنوان امتیاز قلمداد شوند . 

حتی اگر همین کشور های پر پول و پر مصرف حوزه خلیج فارس را هم دیده باشد و میداند که چه بازار بزرگ و ثروتمندی با فرصت تقاضای عالی بیخ گوشمان هست ، میتواند یک امتیاز ویژه محسوب شود برای نامزد های وزارت جهاد کشاورزی . مگر نه این است که برخی از مدیران پیشین طی چند سال گذشته بازار پر برکت اتحادیه عرب را دو دستی تقدیم رقبا کردند؟ و مگر شاهد نبودیم که برخی وزرای پیشین جهاد کشاورزی بدون هیچ دلیلی کشاورزی ایران را ممنوع المعامله و ممنوع التجارت کردند با همین بازار سرشار از ثروت و پول جنوب خلیج فارس ؟

خب آن وزرا که خدای ناکرده ، منافق و دست نشانده ی صهیونیزم نبودند که بخواهند اینگونه خیانت کنند و چنین خسارت جبران ناپذیری را به بار بیاورند . اشکال کار آن وزرا همین بود که کوچکترین اطلاعی از بازار جهانی صنعت غذا نداشتند!

عالیجنابان شورای مشورتی و عزیزان کمیته انتخاب وزیر جهاد کشاورزی ، اگر فردی با چنین شاخصه ها و این نگرش ها پیدا کردید ، درنگ نکنید و منتظر نباشید . فورا مهر تایید بر وزیر شدنش بزنید و کوچکترین نگرانی برای از بین رفتن فرصت ها وظرفیت ها نداشته باشید!

فردی با اینگونه شاخصه ها ، نه تنها خودش فی نفسه یک فرصت و فرصت شناس است بلکه حتی در یک سطح بالاتر قرار دارد . یعنی فرصت ساز است . نگران نفله شدن آب نباشید چون ارزش اقتصادی آب را به عنوان کالای مولد و ارزشمند به خوبی درک میکند. 

لازم نیست در صدارت و وزارت او ۱۲ سال دنبال کنتور گذاشتن بر سر چاه های کشاورزی باشید . لازم نیست برق کشاورز را قطع کنید چون چنین فردی به خوبی نسبت به مسابقه تولید انرژی از منابع تجدید پذیر در روستا ها واقف است و این فرایند را به عنوان راهبرد اصلی خود قرار میدهد. لازم نیست برای آگاه ساختن کشاورزان و تولید کنندگان نگران بودجه باشید چون او در رسیدن به بهره وری ، بیشتر از شما ها کتاب را ورق میزند !

لازم نیست بودجه مملکت را ناتراز کنید با دادن وام ارزان به کشاورزان و دامداران ، چون این فرد یک مدیر مجرب در حوزه افزایش بهره وری و تولید ثروت است و میداند که چگونه تولید کنندگان را صاحب درامد کافی کند . 

لازم نیست برای چندمین بار وقت و انرژی خود را صرف نوشتن نسخه های جدید توسعه کنید چون فردی با اینگونه شاخصه های ارزشمند هر روز صبح راه ها و متدهای توسعه را وجب به وجب می‌پیماید قبل از اینکه شما حضرات صبحانه میل کنید!

لازم نیست از تغییر الگوی کشت و بیمه محصولات و کشت قراردادی که طرح های بی پایه و اساس هستند دم بزنید چون همه این مولفه ها در بستر مزیت اقتصادی کشاورزی رقم میخورد و او میداند که مزیت اقتصادی کشاورزی یک سر و گردن بالاتر از همه آن طرح هاست!

آقایان و عالیجنابان آنچه در این مقال برشمردم ادعا و گزافه گویی نیست . در مقیاس کوچک همه این سیاست ها پیاده سازی شده و در حال فعالیت و منفعت رسانی ست . یک مکانیسم دقیق که درست مثل ساعت با صد ها چرخ دنده منظم بدون وقفه در حال کار است!

اگر بدانچه در این مقال برای شما سروران نگاشته ام شک و تردید داشته باشید که تا حدود زیادی به شما حق میدهم چراکه میدانم شما حضرات ارجمند هم تاکنون با این مقوله ها مواجه نشده و آن را ندیده اید . خب بنده با آغوش باز و گرم آماده هستم برای نشان دادن و آموزش دادن این مولفه ها و چه سعادتی بهتر از این برای من!

و آخرین سخن اینکه: میتوان با تغییر نگاه و راه ، فرصت های ذی قیمتی ایجاد کرد و صد ها هزار کارگاه بخش کشاورزی و ملیون ها تولید کننده را نه فقط در زمان انتخابات بلکه در تمام دوره چهار ساله پس از انتخابات ، عملا به سمت « جهش واقعی » هدایت کرد و ایران عزیز را آباد تر و سرزنده تر از همیشه ساخت اگر آن آدم کار بلد در راس کار باشد !

نویسنده: مهندس محمد حسین قاسمی

رئیس اتاق اصناف کشاورزی استان مرکزی 

سهام: