سیاست ایرانی ، اسلامی نیست بلکه ماکیاولیستی است
به قلم : امید قربانی
واقعیات ملموس و محسوسی که در فضای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایران وجود دارد موید این مسئله است که اغلب مردم ایران نه تنها هیچ گونه اعتمادی به سیاستمداران و دست اندر کاران حکمرانی کشور ندارند بلکه حتی کوچکترین اعتباری هم برای سیاست ها و برنامه های کلان سیاستمداران قائل نیستند !
صد البته اینطور نیست که گمان کنیم این بی اعتمادی و بی اعتباری جزو ویژگی های فرهنگی و اجتماعی ایرانیان میباشد . خیر ، این گونه نبوده و نیست . چراکه در همین سی چهل سال گذشته ، توده مردم ایران بارها و بارها صحنه های تحسین برانگیزِ فرمانبرداری ، همدلی و همراهی با مسئولان حکمرانی کشور را به نمایش گذاشته بودند .
سوالی که مطرح میشود این است که، دلیل این بی اعتمادی عمومی چیست ؟ چه شد که پس از انقلاب بزرگ بهمن هزار و سیصد و پنجاه و هفت ، سپهر اجتماعی و فرهنگی ایرانیان به این نقطه رسیده است ؟ تقریباً این گونه دگردیسی با چنین سرعتی در هیچ کجای دنیا سابقه نداشته !
علائم بالینی جامعه ایران به وضوح بیانگر این است که پاسخ سوال فوق را فقط باید در سیاست های عمومی و رفتار های عمومی سیاستمداران جستجو کرد !
بینِ تعریفی که یونانیان باستان از مقوله سیاست داشتند با آنچه در دوره های جدید ( دورانِ پسا رنسانس ) ارائه شده ، تضاد بسیاری وجود دارد . ارسطو و افلاطون ، سیاست را ابزاری اخلاقی جهت گذار از وضعیتِ سیاه و نامطلوب به وضعیتِ مطلوب و روشن میدانستند . ابزاری که بهزیستیِ ملت را در سایه عدالت فراهم می آورد .
اما سیاست در نگرشِ اندیشمندانِ نوین ( ماکیاولیست ها ) اصلأ شباهتی با تعریف ارسطو و افلاطون ندارد . سیاست در نگرش ماکیاولیست ها ، جوازِ مطلق حکمرانان برای زمامداری ملت ولو با قوه قهریه ، اعمال حداکثر خشونت و یا دروغ و دورنگی میباشد .
خب ، ما مسلمان هستیم و باورمند به مبانی دین اسلام . اگر بخواهیم نگرشِ اسلامی را بین این دو نگرش و دیدگاه داورِ قرار دهیم ، بدونِ شک با نظر و دیدگاه اندیشمندان یونانی موافق خواهد بود و عدالتِ سیاسی را همین نگرش معرفی خواهد کرد و نظرِ ماکیاولیست ها را ظلم به خلق و ملت ها میداند .
با این تفصیل ، اکنون از سیاستمدارانِ کنونی ایران اسلامی باید بپرسیم : آیا مُدِلِ سیاسی و سیاستی امروزینِ شما از نوعِ اسلامی و یونانی ست یا از جنسِ ماکیاولیستی ؟
بدون شک منش سیاستمداران ما در طول این سالها ماکیاولیستی و ضد اسلامی بوده و هست چراکه شالوده و بنیان سیاست اسلامی بر مبنای مردم و مشارکت با مردم استوار است که سوگمندانه از نظر سیاستمداران ما ، مردم ( ملت ) هیچ محلی از اعراب ندارند و هیچ برنامه و تصمیمی بر اساس حال و وضعیت مردم اتخاذ نمیشود . و چنین است که اغلب برنامه ریزی های کلان ، ضد مردمی و ضد ملت از آب درآمده اند .
تفرعن و فرعون گری هم دقیقا به همین معناست . سپهر سیاست عمومی ایران برخلاف آنچه بدان نوید داده شده بود در بهار آزادی ، همچنان در زمستان_استثماری و زیر خروارها بهمن مدفون شده است و ما همچنان در مدار تفرعن زندگی میکنیم !
نویسنده : امید قربانی
دانش آموخته جامعه شناسی سیاسی / کارشناس دامپروری و تحلیلگر اقتصاد کشاورزی / مدیر عامل گروه مهندسی توسعه دامپروری اندیشه مهر
چرا در انتخابات شرکت میکنم ؟
شیردوش ثابت رکوردری گروه مهندسی تیدام
معیشتی که وجود ندارد/ حسین اقبال



