مخاطب گرامی و ارجمند ، نوشتار زیر به هیچ وجه قصد قضاوت درباره ( زن زندگی آزادی ) و حتی قصد بازخوانی و ارزیابیِ اعتراضات فراگیر پس از فوت خانم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ را ندارد !
همچنین این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که اگرچه در بطن و متن این نوشتار ، برخی مفاهیم دینی و مذهبی ذکر شده است و نگارش کلی این محتوا بر اساس همان مفاهیم شکل گرفته است اما با این وجود قصد بنده در این نوشتار ، بازپردازی و خط سازی اخلاقی و دینی و اسلامی هم نیست !
متن زیر صرفاً یک مقاله ی تحلیلیِ جامعه شناختی بوده و قصد دارد از لایه های زیرین یک رویداد اجتماعی و از دلِ مواجهه ی یک پدیده ی اعتراضی با یک مقوله ی دینی ، پارادایمِ خطرناکی را آشکار سازد که طراحان آن قصد پنهان سازی و مستور ماندنش را دارند .
لذا تقاضامندم تا خط پایانی این نوشتار را فقط و فقط یک مقاله ی جامعه شناختی ( Sociology ) و روانشناسی اجتماعی ( Social psychology ) ببینید و بخوانید !
بردگی با ساختار رذیلانه
چه بخواهیم چه نخواهیم ، یعنی چه دوست داشته باشیم یا دوست نداشته باشیم ، زن زندگی آزادی یک پدیده ی اعتراضی و اجتماعیِ عمومی و فراگیر بود با طرفداران چند میلیونی .
همچنین بر اساس آمارها و تحلیل ها ، این پدیده بزرگترین و طولانی ترین زنجیره ی اعتراضیِ خشن در طول چهل و اندی سال گذشته ی ایران بود که حتی پس از فروکش کردن شعله های خشم معترضین ، هنوز هم وجود دارد و به زیستِ سرکشانه ی خود زیر بستر آرام جامعه ادامه میدهد تا بلکه فرصتی دیگر پیدا کند برای شعله کشیدن !
بر خلاف آنچه عموم مردم تصور میکنند و یا شاید سیستم حکمرانی تمایل دارد که موضوع را برای مردم ایران اینگونه نشان دهد ، زن زندگی آزادی یک ساختارِ تشکیلاتی و ستادمند که در اندیشکده های خصمانه طراحی و برنامه ریزی شده باشد ، نبود .
زن زندگی آزادی حتی یک پدیده ی احساسی و عاطفیِ برخواسته از مرگ یک دختربانوی ایرانی بیگناه نیز نبود بلکه فقط و فقط یک واکنشِ عمومی و طبیعی نسبت به تحمیرِ جامعه از سوی نهاد های امنیتی بود . و سوگمندانه این استحمار آنچنان صریح ، گسترده و مغرورانه ارائه شد که کوچکترین امکانی برای توجیه آن وجود نداشت .
به عبارتی ساده تر : اگر در همان چهل و هشت ساعت اولیه پس از فوت خانم مهسا امینی ، نهاد های امنیتی به جای جعل و تقلیبِ ویدئوهای آن مرکز گشت ارشاد و انجام مصاحبه های ناشیانه و سطی و پارادوکسیکال ، صادقانه و متعهدانه مسئولیت این حادثه را قبول میکردند ، ایران عزیز ما بیش از هشت ماه در شعله های خشم مردم معترض فرو نمیرفت !
نتیجه ی بخش ابتدایی مقاله این است که : زن زندگی آزادی ، یک موجود اجتماعی پویا و زنده ست که باتوجه به ماهیت ، سرشت و تربیتی که دارد ، نسبت به سایر پدیده های موجود در جامعه ایران در حال تعامل است .
طبیعتاً برخی از این پدیده ها را در خود میپذیرد و با آن همراهی میکند و بالعکس با برخی از پدیده های دیگر ناسازگار بوده و در قبال آنها گارد دفاعی میگیرد .
امام حسین علیه السلام ، عزاداری های محرم و مبانی عاشورایی یکی از همان پدیده های دینی و اجتماعی ایران است که نحوه ی تعاملِ زن زندگی آزادی با آن علاوه بر اینکه جالب توجه بود ، نکات آموزنده ی آفندی و پدافندی خوبی هم داشت .
زن زندگی آزادی و شعله های اعتراض همچنان ادامه داشت تا اینکه پس از چند ماه این اعتراضات مقارن شد با محرم سال ۱۴۰۱ . محرم و امام حسین علیه السلام ، یکی از ریشه دار ترین ، وسیع الطیف ترین و محبوب ترین پدیده های اجتماعی در میان مردم ایران است . و تقریبا تمام پدیده های سیاسی و اجتماعی و دینی معاصر ایران در طول یکصد سال گذشته مجبور بودند که نسبت خود را با آن به صورت صریح و شفاف ، مشخص و اعلام کنند .
طبیعتاً زن زندگی آزادی هم از این قاعده مستثنی نبود و وقتی با محرم سال ۴۰۱ مواجه شد ، گریزی نداشت جز اینکه موضع و نسبت خود را در ارتباط با امام حسین علیه السلام ، به صورت شفاف اعلام نماید که همینگونه نیز شد . لیدر ها و پس از آن سرشبکه های داخلی و سرانجام تمام پیروان زن زندگی آزادی صراحتا اعلام کردند که نه تنها مکتب عاشورا و امام حسین را قبول ندارند بلکه تصمیم به مقابله و تخاصم با آن را دارند !
این تقابل و تخاصم از همان ابتدای محرم به شکل های مختلفی مانند پویش نپوشیدن لباس سیاه ، حضور دختران و بانوان در هیئات مذهبی به صورت بی حجاب ، انتشار محتواهای عرب ستیزانه و… ، رسماً شروع گردید!
چگونه بر سر زن زندگی آزادی کلاه گذاشتند ؟
اصالت ، یعنی زیستن و زندگی کردن مطابق با آرمان ها و ارزش های مشخصی که ریشه در باورمندی و اعتقاد قلبی دارد و تقریباً تغییر ناپذیر هم هستند . اصالت به تعبیری دیگر ، همان ناموس درونی آدم هاست که تمام انسان های شریف و آگاه و عاقل جهان نه تنها بدان چوب حراج نمیزنند و آن را برای فروش به هیچ بازاری نمیسپارد بلکه اساساً آن را غیر قابل معامله با تمام ثروت های جهان میدانند .
دو گونه اصالت داریم . اصالت انسانی و اصالت الهی . اصالت الهی به معنای زیستن و زندگی کردن بر اساس ارزش ها ، معیار ها و شاخص های تغییر ناپذیر الهی ست که در سرشت و فطرت آدمیان نهاده شده است .
توضیح ساده و مختصر مطلب بالا را اینگونه میتوانم بگویم که : اصالت الهی همان شاخص ها و ساختار های فطرت و سرشت ازلی و اولیه ایست که تمام انسان های جهان با هر نژاد و رنگ و قبیله و مذهبی آن را پذیرفته اند . اصالت الهی حتی فراتر از مبانی و دستور العمل های دینی و آیینی ست . و ادیان و آیین ها موظف هستند در وهله اول خود را با این اصالت تطبیق دهند .
بدون شک محرم و حادثه عاشورا یکی از بارز ترین مصادیق اصالت و زیستن الهی انسان هاست چرا که تسلیم نشدن در مقابل بدسرشتان ، نفی ذلت ، مبارزه با ظلم و داشتن مرام شرافتمندانه ، فقط یک برنامه اسلامی و شیعی نیست بلکه ریشه در فطرت و سرشت تمام انسان ها دارد .
به همین دلیل است که اگر صفحات تاریخِ هر جامعه ای را تورق کنیم ، میبینیم که در دو راهی های انتخابِ ذلت و مرگ ، انسان های اصیل و شریف ، شرافتمندانه مردن را بر رذیلانه زیستن انتخاب کرده اند ! و چه بسیار از همین افراد که متدین به هیچ دین و آیینی هم نبودند .
بنابراین و با توجه به نوشته های فوق باید اینگونه گفت که : فریاد هیهات مِنَّ الذّلة امام حسین علیه السلام در کربلا و روز عاشورا اگرچه آیه ی قرآن و وحی منزل نیست اما به همان مقدار ، فطری ست و شرافت و اصالت الهی دارد .
لذاست که میبینیم تمام انسان های آزاده و اصیل تاریخ بشری از هر مکتب و مرام و آیین وقتی با محرم ، حادثه عاشورا ، شهادت و ظلم ستیزی امام حسین علیه السلام مواجه میشوند ، کرنش میکنند و سر تعظیم فرود می آورند و حسین بن علی را میستایند همچنانکه گاندی چنین کرد در حالی که یک هندوی با پرست بود .
نه اینکه بخواهم با صدای اعتراض هزاران زن و مرد در خیابان ها و کوچه پس کوچه های ایران بعد از واقعه ی تاسف بار مرگ مهسا امینی ، مخالفت کنم یا این صدای بلند اعتراض را نشنیده بگیرم !
اما خب به هر حال متاسفانه این روز ها شاهد یک جریان و رویداد تلخ نیز هستم که ناگزیر به نوشتن درباره آن شدم . این روز ها روی سر پیروان ( زن زندگی آزادی ) کلاه بسیار گشادی دارند میگذارند بدون اینکه پیروان زن زندگی آزادی ، خود متوجه این استحمار باشند .
چون به بهانه اعتراض و مخالفت با جمهوری اسلامی دارند این جماعت را به مخالفت با امام حسین و معاندت با مکتب اصیل ظلم ستیزی و رفتار های ضد عاشورایی سوق میدهند که در واقع مخالفت با سرشت و فطرت خودشان است .
هیچ انسان عاقلی به هیچ بهانه ای با فطرت ، سرشت و شرافت خویش ستیز نمیکند و اصالت خود را تحت هیچ شرایطی نمیفروشد و با انکار و طرد آن ، فطرت خود را سرکوب و منکوب نمیکند . چراکه نتیجه چنین ستیزی جز بردگی رذیلانه نخواهد بود !
اینکه پیروان زن زندگی آزادی چگونه و تا کجا میخواهند برنامه های خود را ادامه دهند و دقیقا بدنبال کدام مطالبات هستند به خودشان مربوط است . اما اگر شروع کردند به قطع دست و پای خود ، دیگر نمیتوانیم بگوییم که به خودشان مربوط است بلکه باید هرچه زودتر فرایند کمک و امداد را شروع کنیم .
نمیدانم که نویسندگان چنین سناریو های پارادوکسیکال با سرشت انسان ها چه کسانی و در کجای این کره خاکی هستند اما به هر حال مشخص است که طراحان و نقشه کشان بسیار ماهری هستند که از نادانی و جهالت مردم نهایت سوئ استفاده را میبرند .
نویسنده : مهندس امید قربانی
کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی / کارشناس دامپروری و تحلیلگر اقتصاد کشاورزی / مدیر عامل گروه مهندسی توسعه دامپروری اندیشه مهر