چهار دلیل برای عدم توفیق اصلاح طلبان در انتخابات آتی ریاست جمهوری
به قلم : علی مرادی
در این مقاله قصد بنده صرفاً تحلیل وضعیت سیاسی اصلاح طلبان است و این محتوا به هیچ عنوان با هدف تخریب این حزب سیاسی ایرانی نوشته نشده است .
اما آن چهار دلیلی که به باور بنده باعث عدم موفقیت اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری آتی شده به شرح زیر میباشد:
۱: عدم استقبال حاکمیت : جغرافیای فکری و دیدگاه های کلی اصلاح طلبان با نقشه فکری هسته سخت حاکمیت مخصوصا با رهبری نطام و شخص اول کشور که تعیین کننده سیاست کلان خارجی و داخلی است هماهنگی ندارد.
اصلاح طلبان به دخالت های نطامی و هزینه های زیادی که در کشور های منطقه میشود اعتقادی ندارند و معتقدند که ملت ایران نسبت به این خاصه خرجی ها الویت دارد و چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است.
اصلاح طلبان با قدرت و دخالت نهاد های انتصابی موافق نیستند در حالیکه حاکمیت حامی اصلی نهاد های انتصابی میباشد .
اصلاح طلبان مخالف دخالت نظامیان در مسائل سیاسی و اقتصادی هستند در حالی که حاکمیت اعتماد زیادی به توانمندی نظامیان داشته و علاقمند است که آنها علاوه بر امور نظامی در امور اقتصادی ، صنعتی و سیاسی نیز دخالت کنند .
اصلاح طلبان معتقدند که همانطور که در صنایع بعنوان مثال خودرو سازی از کشور های غربی که در این زمینه پیشرو هستند اقتباس و انتقال تکنولوزی می کنیم در شیوه حکمرانی هم باید از آنان اقتباس و روش آنان را بومی کنیم در حالی که رهبری نظام معتقدند که اسلام بهترین شیوه حکمرانی را در خود دارد و نباید در این زمینه و حتی در علوم انسانی از غرب اقتباس کرد.
اختلاف دیدگاه میان حاکمیت که قدرت اصلی سیاسی ، نطامی ، قضایی و تبلیغاتی کشور را در دست داشته و سیاستگذار اصلی کشور است و اصلاح طلبان که می خواهند مجری سیاست ها سیاستگذار باشند ، ولی آن را قبول ندارند ، باعث تناقض و ناکارآمدی مضاعف در کشور می گردد. حاکمیت به خوبی از این موضوع آگاه بوده و لذا علاقه ای به ورودشان در قدرت ندارد و پیه کاهش مشارکت ناشی از حذف آنها را هم به تنش مالیده است.
۲: فقدان چشم انداز : به عبارتی: عدم وجود هرگونه چشم انداز و رویای مشترک ، اتحاد و همدلی بین اصلاح طلبان . بنده از نزدیک با احزاب اصلاح طلب کار کرده و در مدت دو دهه گذشته عضو فعال چند حزب بوده ام .
اختلاف دیدگاه بین احزاب و گروه های اصلاح طلب بیش از آن است که بتوان آنها را در یک طیف خاص جای داد. اختلافات در اردوگاه اصلاح طلبان بیش از اشتراکات آنهاست و خودشان هم به این موضوع واقف هستند که در یک ظرف جای نمیگیرند .
از نظر مدیریت استراتژیک اصلاح طلبان اسناد راهبردی مشترک و مدون که مورد قبول و وثوق همه ۳۱ حزب ریز و درشت اصلاحطلب باشد، ندارند. اصلاح طلبان فاقد سند ماموریت ، سند چشم انداز و سند ارزش های کلیدی هستند.
از همه مهمتر اینکه امروزه اگر به کانال های تلگرامی احزاب اصلاح طلب سری بزنید ، کانال حزبی آنها اعضایی به مراتب کمتر از کانال صد ها فعال سیاسی و اجتماعی و دانشگاهی شخصی دارند .
به این آمار ها توجه داشته باشید : حزب اتحاد ملت حدود ۳۰۰ عضو و یا حزب کارگزاران که ادعا و منابع اقتصادی بالاتری دارد حدود ۱۹۰۰ عضو در کانال تلگرامی خود و سایر احزاب کمتر از ۱۰۰۰ نفر ممبر دارند .
این در حالی ست که صد ها کانال تلگرامی در حوزه های مختلف سیاسی و مرتبط که به صورت شخصی اداره میشوند ، هرکدام بیش از ۵۰۰۰ عضو را جذب کرده اند .
احزاب اصلاح طلب حتی به اندازه فعالان شخصی دانشگاهی و سیاسی غير حزبی ، توان تولید محتوا برای سکانداری و تأثیر گذاری جامعه را ندارند .
عدم امکان مانور کارآمدی در سیاست داخلی و خارجی در ساختار فعلی قدرت مطلقه ولایت فقیه . اصلاح طلبان در ساختار کنونی فعلی حکمرانی توان هیچگونه مانوری که تاثیر مثبتی در زندگی مردم داشته باشد را ندارند.
بسیاری از نهاد های پر قدرت اقتصادی مثل بنیاد مستضعفان ، ستاد اجرایی فرمان امام ، سازمان اوقاف و آستان قدس در کنترل قوه مجریه نیست ، بنابراین رئیس جمهور نمی تواند برای سر و سامان دادن به اوضاع وخیم اقتصادی از آنها توقعی داشته و یا حتی بر آنها کنترل و نظارت کند .
صدا و سیما هم که تریبون پر قدرت حاکمیت است و اگر با سیاست های اجرایی اصلاح طلبان همدلی نداشته باشد و در صورتی که اقداماتشان به مذاق قدرت خوش نیاید می تواند خط آتش تخریب قدرتمندی را اجرا نماید.
حق مطلب ادا نخواهد شد اگر از گروه فشار و کفن پوشانی که در دولت های اصلاح طلب و اعتدالی، زحمات و تلاش های فراوانی برای ناکامی شان انجام دادند یادی نکرده و از زحماتشان تقدیر نکنیم. البته در سه سال دولت مرحوم رئیسی اثری از آنها نبوده است.
۴: عدم جایگاه نخبگانی : شوربختانه اصلاح طلبان به دلایل سه گانه فوق الذکر دارای هیچ گونه حمایت توسط افکار عمومی ، اندیشمندان و نخبگان علمی و اقتصادی و فعالان سیاسی کشور نیست .
گرچه در این مقاله کوتاه تلگرامی امکان بحث و بررسی جامع و کامل وجود ندارد اما به هر حال سه دلیل اصلی بیان شده فوق باعث بوجود آمدن دلیل چهارم و اصلی شده است که جامعه مدنی و حامیان اصلاح طلبان دل و دماغ شرکت در انتخابات و حمایت از آنان نداشته باشند .
نتیجه اینکه: ستاره اقبال اصلاح طلبان در انتخابات آتی خاموش بوده و حتی کورسویی هم ندارد . مقصر این خاموشی را هم در هیچ کجا غیر از دامن خود اصلاح طلبان نباید جستجو کرد چراکه بخشی از این خاموشی گناه خود آنهاست. به امید ایرانی آباد و آزاد!