بودجه نویسی ناکارآمد
بلای جانِ کشاورزی و صنعت دام کشور شده است
به قلم : امید قربانی
قبل از هرچیز باید خدمت شما مخاطب گرامی عرض کنم که : این محتوا در سال ۹۹ و زمانی که شیخ حسن روحانی رئیس جمهور کشور بود نوشته شده است .
لذا آمار و ارقام و اعداد این محتوا نیز مربوط به همان سال میباشد . اما خب میتوان این نکته را نیز مد نظر قرار داد که از همان سال ۱۳۹۹ تا امروز که در آستانه ورود به سال ۱۴۰۳ هستیم ، هیچگونه تغییری در بودجه نویسی کشور ایجاد نشده است .
لذا امور کشور به ویژه در موضوعات مرتبط با تولید ، کشاورزی ، دامپروری ، نظام مالی و بانکی ، درآمد زایی از مالیات ها و… همچنان بر همان پاشنه ی اشتباه قبلی میچرخد .

بودجه ، بلای جان کشاورزی و دامپروری ایران !
چرا شیر خام و دام زنده ( گوشت کشتارگاهی ) آنطور که شایسته بود گران نشد و ضرر و خسارت دامداران و تولید کنندگان شیر خام همچنان ادامه دارد ؟ در حالی که تقریبا ۹۹ درصد کالا های بازار داخلی دچار افزایش قیمت دهشتناک شده اند ؟
منبع اصلی تامین بودجه دولت در سال ۹۹ از محل مالیات های مستقیم و غیر مستقیم تصویب شد و سهل الوصول ترین بخش هم مالیات بر ارزش افزوده است .
در حال حاضر فروشِ هر قطعه یا کالای تولید شده درکشور ۹ درصد درآمد مالیاتی برای دولت دارد و هیچ گریزی برای نپرداختن این ۹ درصد وجود ندارد . نتیجه اینکه : با تولید و خرید هر قطعه یا کالا در هر نقطه از ایران با هر قیمت ، ۹ درصد از قیمت آن محصول، مستقیما سهم دولت است که بدون هرگونه اغماض از مصرف کننده میگیرد .
یک نتیجه ی اقتصادی و اجتماعی دیگر نیز باید از مطلب فوق بگیریم : اینکه با گران تر شدن هر کالا ، اولین کسی که خود را بَرَنده ی میدان میبیند و سود بیشتری از گران تر شدن کالا میبرد ، کسی نیست جز همین دولت و خزانه . لذا کالاها و اقلام هرچه گرانتر باشند ، درآمد یامفتِ دولت هم طبیعتا بیشتر و بیشتر خواهد شد .
اساسا به همین دلیل است که خبری از ارزان شدن کالا و خدمات و محصولات در این مملکت نیست . یعنی کالایی که امروز گران میشود دیگر نباید به بازگشت قیمتش حتی فکر کنیم . چراکه کنترل و کاهش قیمت یعنی کاهش درآمد دولت و خزانه .
پس میبینیم که بر خلاف شعار های رسانه ای که از سوی دولتمردان به جامعه تحویل داده میشود ، نه تنها هیچ عزم جدی از سوی دولت برای کاهش قیمت ها وجود ندارد بلکه دولت تمام ابزار های اقتصادی خود را برای گران تر شدن روزانه کالا بکار میبندد .
حالا با تمام این تفاصیل ، ببینیم که ارتباط بودجه نویسی و خزانه با بخش کشاورزی و دامپروری مخصوصا حوزه شیر و لبنیات چه گونه است ؟
باید به این موضوع از دو منظر نگاه کنیم که هر دو هم مهم و بنیادین هستند :
۱: تولید و فروش شیر هیچ مالیاتی ندارد
۲: تامین نهاده های دامی برای دولت هزینه دارد
بر اساس قوانین فعلی ، تولید شیر و لبنیات در کشور هیچ گونه درآمدی برای دولت ندارد چرا که کلیه محصولات و کالاهای اساسی کشاورزی از پرداخت مالیات معاف هستند .
از سوی دیگر ، تامینِ نهاده های دامپروری و اقلام ضروری جیره دام ها به ویژه غلات ( گندم دامی ، ذرت دامی ، جو ، سویا ، کنجاله ، داروهای دامی ، واکسن های دامی و… ) متضمن خروج منابع هنگفتی ارز و دلار از خزانه ست .
به عبارت خیلی ساده تر دولت به کشاورزی و دامپروری اینگونه نگاه میکند که : باید از بازار های بین المللی برای مصرف دامپروری کالایی را بخرد و در واحد های پرورش دام توزیع کند که هیچ سودآوری برایش ندارد .
درست بر خلاف سایر کالاها که دولت ، هم بابت دلارهایی که به وارد کننده میدهد سود هنگفتی میکند و هم بابت گردش این کالاها در بازار داخلی و گردش مالی آنها سود هنگفتی از راه مالیات بر ارزش افزوده نصیبش میشود .
درست در همین نقطه و همین جایگاه است که وجه پلشت و اهریمنی آن نگرش اقتصادیِ اشتباه و بودجه نویسی طاعونی ، دامنگیر صنعت دام و لبنیات و کشاورزی ما میشود .
ما سالانه به چیزی نزدیک به ۲۰ میلیون تن انواع نهاده های دامی و سایر اقلام ضروری صنعت دامپروری نیاز داریم که تقریبا نزدیک به ۹۰ درصد آن باید از بازار های جهانی تامین شود . طبیعتا واردات آنها مستلزم پرداخت ارز و دلار از سوی دولت است .
از طرفی دیگر ، چون بابت تولید و مصرف شیر و لبنیات در کشور مالیات گرفته نمیشود و عایدی برای دولت ندارد پس لزومی ندارد که بخواهد قیمت آن را افزایش دهد . مضافا اینکه همین عدم افزایش قیمت شیر همواره یکی از ابزار های رسانه ای برای فرونشاندن صدای اعتراض جامعه میباشد .
به دلیل همین نگرش کاملا اشتباه دولت و سیاستگذاران نسبت به حوزه کشاورزی و دامپروری ست که مشکلات بغرنجِ تولید کنندگان این حوزه تمامی ندارد . یعنی هم با کمبود شدید نهاده های دامی در سطح دامداری های کشور مواجه میشویم چراکه دولت زیرِ بارِ تامین آن نمیرود و هم نرخ شیر خام را در پایین ترین قیمت ممکن نگه میدارند تا صدای جامعه درنیاید .
و شوربختانه روی این نگرش و نگاه نمیتوان تعبیری جز زالو صفتی گذاشت . زالو صفتی که باعث میشود متولی دولتی با شوآف و رپرتاژهای متعدد تلوزیونی و رسانه ای کاملا برعکس این داستان را به مردم نشان دهد .
دولت به همین راحتی پنج میلیون نفر را به فلاکت و بدبختی میکشاند تا رضایتِ خاطر مخاطبینِ شبکه خبری بیست و سی و سایر خبرگزاری های وابسته و بودجه بگیر را جلب کند .
صد البته تبعات دهشتناک این رَوِش و منش جاهلانه بسیار فراتر از ۵ میلیون نفر خواهد بود که پیشتر درباره آن نوشته بودم . اینگونه است که قیمتِ شیر خام برای دامداران با همه ی شیوَن ها و ضجه های کارشناسان و فعالان این حوزه هیچ تغییری نمیکند و زنجیره ی سقوط و فروپاشی صنعت دام کشور همچنان ادامه دارد !
نویسنده : امید قربانی
کارشناس و تحلیلگر اقتصاد کشاورزی و دامپروری
مدیر گروه مهندسی توسعه دامپروری اندیشه مهر



